|
احسن العمل
"تبارک الذی بیده الملک و هو علی کل شیء قدیر (1) الذی خلق الموت و الحیوه لیبلوکم ایکم احسن عملا و هو العزیز الغفور (2)" ((بسیار با برکت است آن خدا که پادشاهی بدست اوست و او بر هر چیز تواناست (1) آن خدا که موت و حیات را آفرید تا شما را بیازماید که کدام یک از شما در عمل نکوتر است و او غالب آمرزگار است (2))) در اسلام عمل مطرح نیست. چیزی که الله از ما خواسته احسن العمل است. خدا نگاهی به غیر احسن العمل نمی کند. ویژگیهای احسن العمل: 1- اخلاص (برای ربانی ساختن عمل و دوری از ریا و نمایش) 2- علم (برای عالمانه کردن عمل و دوری از بدعت و جهل) 3- توبه (برای خالص کردن عمل) 4- شکر (برای برکت تولید کردن) 5- توکل (برای تضمین عمل) 6- صبر (برای تداوم عمل) 7- دعا (برای قبول احسن العمل) "از بیانات شیخ پردل" از عزیزانی که همیشه به ما لطف دارند درخواست می شود در جهت تکمیل این مطلب توضیحات تکمیلی خود را راجع به این ویژگیها در قسمت نظرات ارسال نمایید. "التماس دعا" |+| نوشته شده توسط عبدالله در پنجشنبه 29 تیر1385 و ساعت 19:20 انسان از دیدگاه اسلام
کرامت انسان، وظایف و حقوقش از نظر اسلام اسلام به انسان احترام گذاشته و وظایف و مسئولیت ها و حقوق انسانی او را مشخص کرده است. خداوند انسان را در بهترین شکل آفریده و بی نهایت مورد احترام قرارش داده است. او را به عنوان خلیفه خود برگزیده وآنچه را که در آسمانها و زمین است برای او رام و مسخرنموده و امانت تکالیف را به دوش او نهاده است. انسان را با استعدادهای غریزی و فطری آنچنان مسلح کرده که او را در ادای وظایف کمک می کنند، از جمله این استعدادها عقلی است که به او بخشیده که به وسیله آن می اندیشد و اراده ای که با آن ترجیح می دهد و قدرتی که به وسیله آن امور را پیش می برد، برای انسان کتاب فرستاده و پیامبران را برانگیخته که او را مژده و بیم دهند و دست او را بگیرند و به سوی پروردگارش هدایت نمایند. و برنامه و روشی را که مورد پسند خداست به او بشناسانند. همچنین انسان را از شیطانی که جز وسوسه و تشویق به راه باطل کار دیگری ندارد برحذر داشته است چنانکه شیطان روز قیامت خواهد گفت: (و ما کان علیکم من سلطان الا ان دعوتکم فاستجبتم لی) ابراهیم 22 (و من هیچ تسلطی بر شما نداشتم جز اینکه شما را خواندم و شما نیز اجابت نمودید.) اسلام تکالیفی را بر عهده انسان نهاده، تا آنها را انجام دهد. یکی از این وظایف و تکالیف مهم عبارت است از وظیفه انسان نسبت به پروردگارش. خداوند انسان را آفریده و او را نسبت به نظام هستی و وظیفه اش سنجیده و هماهنگ نموده است. پس انسان، باید تنها او را عبادت کند و برای او شریکی قایل نشود چنانکه خداوند متعال در قبال حقوقی که به انسان داده وظیفه او را نیز تعیین کرده و می فرماید: (و ماخلقت الجن والانس الا لیعبدون) ذاریات 56 (و من جن ها و انسان ها را جز برای پرستش خود نیافریدم.) عبادت شامل شعایر عبادی و پایبندی به حلال و حرام و هر کار سودمند است هر چند که آن کار برداشتن مانعی از سر راه یا سخن خوبی باشد و حتی استفاده از حلال در صورتی که با نیت درست باشد عبادت محسوب می شود. دومین تکلیف انسان عبارت است از وظیفه او در قبال خود، خانواده، جامعه و کل بشریت به صورتی که نفس خود را تزکیه نماید، حق خانواده را ادا کند، به اصلاح جامعه بپردازد، در راه حمایت از ملت و رشد و ترقی آن تلاش کند و در حد توان فعالیت کند که مردم را به سوی دین خدا هدایت نماید و شر و فساد را از جامعه بزداید. سومین تکلیف انسان وظیفه او در قبال هستی و زندگی پیرامونش است به طوری که به عمران و آبادانی بپردازد و زمین های بایر را زنده گرداند و با سعی و تلاش خود آن را پر از خیر و برکت نماید. چنانکه خداوند می فرماید: (هو انشاکم من الارض و استعمرکم فیها) هود 61 (اوست که شما را از زمین آفرید و آبادانی آن را به شما واگذار نموده است.) و بدین صورت به مقام خلافتی که برگزیده شد و فرشتگان به وی غبطه بردند، می رسد. اسلام در مقابل مسئولیت هایی که بر عهده انسان نهاده حقوقش را بدین سان تعیین کرده و آن را لازم الاجرا دانسته است: انسان آزادانه و بدون زور و فشار دین خود را انتخاب می کند، بدون هیچ مانع و سرزنشی می اندیشد و بدون هیچ ترس و هراسی، از آرا و نظرات خود پرده بر می دارد تا حدی که استعداد و تواناییش به او اجازه می دهد،می تواند به کسب علم و دانش بپردازد و به او فرصتهای مناسب داده شود تا بتواند با دیگران که هم طراز او هستند، رقابت کند و همگام با آنها حرکت نماید. در نقل و انتقالات از مکانی به مکان دیگر دارای اختیار کامل باشد و در انتخاب حاکم و فرمانروای خود آزاد باشد و هر وقت اقتضا کرد بتواند حاکم را نصیحت و یا استیضاح نماید و حق طبیعی هر انسانی است که در حد معمولی بتواند زندگی کند و در امنیت و آسایش به سر برد و زندگی و دارایی و شرف و خانواده اش از امنیت برخوردار باشند. تمام نکات مذکور از جمله حقوق انسان به شمار می آیند و لازم الاجرا هستنند. منبع: دورنمای اسلام علایم و نشانه ها تالیف: دکتر یوسف قرضاوی ناشر: بدیع حسینی |+| نوشته شده توسط عبدالله در پنجشنبه 22 تیر1385 و ساعت 7:4 خلاصه دین اسلام
از حسن بصری (رح) روایت است که: خداوند متعال کل دین را در دو حرف لا جمع کرده است: 1- "لا تطغوا" هود 112 ((عدم تجاوز از حدود شرعی)) 2- "لا ترکنوا" هود 113 ((پرهیز از صحبت و مجالست با مردم بد)) "و این است خلاصه کل دین" |+| نوشته شده توسط عبدالله در چهارشنبه 14 تیر1385 و ساعت 5:19 هشدار
(محمد رسول الله والذین معه اشداء علی الکفار رحماء بینهم ) فتح 29 (محمد (صلی الله علیه و سلم) پیامبر خداست و آنانکه همراه اویند بر کافران سخت اند و در میان خود مهربان اند ) الله تعالی برای هدایت و راهنمایی این امت و برای تکمیل دین خود آخرین نبی و محبوب خود را مبعوث فرمودند و برای همراهی و مساحبت او بهترین انسانها (افضل الخلایق بعد النبیاء) را انتخاب فرمودند تا این دین را یاد بگیرند و در زندگی پیاده کنند و این دین را به دیگران برسانند. یاران رسول الله برای حفظ این دین و همراهی او همه چیز خود را فدا کردند تا جائیکه الله تعالی رضایتمندی خود را از آنها اعلام فرمودند و وعده نصرت و رستگاری و بهشت را به آنها دادند. آنها پل ارتباطی بین رسول الله و بقیه امت هستند قرآن را به ما رساندند سنت پاک پیامبر را آنها به ما شناساندند. امروز هرچه ما از اسلام داریم ثمره تلاش و مجاهدت و از خودگذشتگی آنهاست. چقدر جفاست: در روزگاری که کفار و مشرکین و یهود و نصارا و لائیک تمام تلاش و کوشش خود را در جهت تضعیف اسلام و مسلمین بکار می گیرند، و از هیچ توهینی به اسلام و مسلمین و شخص رسول الله ابائی ندارند، ما با وهم و گمان باطل خود با بزرگنمائی اختلافات یاران رسول الله دشمنان اسلام را خوشحال و آنها را در رسیدن به اهداف پلیدشان همراهی کنیم. از این راهی که در پیش گرفته ایم قلب هر مسلمانی باید بلرزد و نگرا ن آینده اسلام و مسلمین باشد. چه جوابی داریم در روزی که هیچ چیزی ما را از قهر و عذاب خداوندی نجات نخواهد داد مگر اینکه خدا به ما رحم کند و به ما قلب سالمی عطا کرده باشد. و چگونه قلب ما سالم خواهد ماند، زمانیکه سینه ما پر از کینه و نفرت نسبت به اصحاب (ستاره گان هدایت) و اهل بیت پیامبر عظیم الشان اسلام باشد. بیائید اختلافات را کنار بگذاریم و گذشته را به خدا محول کنیم و مراقب اعمال خود باشیم: (تلک امه قد خلت لها ما کسبت و لکم ما کسبتم و لا تسئلون عما کانو یعملون) بقره۱۴۱
و در مورد یاران رسول الله به نیکی یاد کنیم همانطور که قرآن از آنها یاد کرده است:
(والذین جاءو من بعدهم یقولون ربنا اغفرلنا و لاخواننا الذین سبقونا بالایمان و لا تجعل فی قلوبنا غلا للذین ءامنوا ربنا انک رءوف رحیم) حشر 10 "و کسانی که بعد از مهاجران و انصار آمدند می گویند ای پروردگار ما ما را و برادران ما را که به ایمان آوردن بر ما سبقت کردند بیامرز و در دل های ما هیچ کینه نسبت به آنانکه ایمان آورده اند قرار مده ای پروردگار ما هر آئینه تو بخشنده و مهربانی " خداوند همه ما مسلمانان را به راه راست هدایت کند و محبت پیامبر و یاران و اهل بیت او را در دل ما قرار دهد. (آمین یارب العالمین) "و ما علینا الا البلاغ" |+| نوشته شده توسط عبدالله در پنجشنبه 8 تیر1385 و ساعت 11:37 صفات مومن
صفات مومنان از نظر قرآن
انما المومنون الذین اذا ذکر الله وجلت قلوبهم و اذا تلیت علیهم ایته زادتهم ایمانا و علی ربهم یتوکلون(۲) الذین یقیمون الصلوه و مما رزقنهم ینفقون(۳) اولئک هم المومنون حقا لهم درجت عند ربهم و مغفره و رزق کریم(۴) سوره انفال "مومنان کسانی اند که هرگاه (در حضور آنها) ذکر خدا بیاید پس (از استحضار عظمت او) دلهایشان می ترسد، و هرگاه آیات خدا بر آنان خوانده شود، پس آن آیات ایمانشان را بیشتر (مستحکم) می سازد و آنها بر رب خویش توکل می کنند (و) کسانی که نماز برپا می دارند و از آنچه ما به آنها داده ایم، انفاق می کنند (فقط) مومنان بر حق ایشانند برای ایشان است درجات بزرگ نزد پروردگارشان و (برای ایشان) آمرزش و رزق با عزت هست." صفات مومنین سه گونه اند: اول - متعلق به قلب و باطن باشد مانندایمان و خوف خدا و توکل به خدا دوم - متعلق به اعمال جسمانی باشد مانند نماز و غیره سوم - متعلق به مال و رزق انسان باشد مانند انفاق در راه خدا
بنابر این در قبال این سه نوع صفات عالی سه نوع انعام وعده داده شده است: ۱- درجات عالیه در قبال صفات قلبی و باطنی ۲- مغفرت در مقابل آنچه که متعلق به ظاهر بدن انسان است مانند نماز و روزه و غیره ۳- رزق کریم در قبال انفاق در راه خدا " و من الله التوفیق" |+| نوشته شده توسط عبدالله در جمعه 2 تیر1385 و ساعت 11:22 حدیث
انس(رض) از حضرت پیامبر صلی الله علیه و سلم روایت می کند:
۱- "سه خصلت وجود دارد، هر کس از آنها برخوردار باشد لذت ایمان را درک می کند: اول خدا و پیامبرش نزد او از هر چیز دیگر محبوب تر باشد. دوم دوستی و محبتش با هر انسانی به خاطر خدا باشد. سوم از وارد شدن به کفر به اندازهء پرت شدن در آتش بیزار باشد." ۲- "هیچ یک از شما ایمان کامل ندارد مگر این که من نزد او از والدین و فرزندان و همهء مردم عزیزتر باشم." ۳- "روز قیامت با کسی هستی که او را دوست و عزیز می داری."
|+| نوشته شده توسط عبدالله در پنجشنبه 1 تیر1385 و ساعت 14:46 |
This free script provided by |

